< Browse > Home

بازی خطرناک

بازی خطرناک

از طریق sms های دولتی که بدون تقاضای من و با امکانات دولتی ارسال می شود به خبری برخوردم که با لحنی زشت خبر جامعه مدرسین را منتقل می کرد. ابتدا باور نکردم ولی با بررسی کوتاهی متوجه شدم، متاسفانه خبر صحت دارد.و تاسف بارتر نحوه ارسال چنین خبری بود که ازطریق نهادهای مرتبط با حکومت آن هم مدعی اسلام و آن هم راجع به یک شخصیت شناخته شده و در جایگاه مرجعیت، مخابره می شود. واقعا معلوم نیست که ما به کجا می رویم و چه دست هائی برای تباه سازی کامل همه چیز به کار افتاده که حد یقف ندارد. لازم دانستم چند نکته در این باره بنویسم و بازشکافی آن را باید در فضای مناسبتری پی گرفت.

1- بر من پوشیده است -که به جز جناب آقای یزدی دبیر محترم آن - چه افرادی از چامعه مدرسین که یک نهاد کاملا سیاسی شده است نه علمی، به این کار مبادرت کردند و با چه فهمی در این فضای چندش آور به جنگ با متدینان جامعه رفته اند. مگر چند در صد از مردم به تقلید مقید اند و آنها که هستند از چه اقشاری از جامعه اند؟ مگر این کار به جز ایجاد تشویش و بدبینی متدینان نسبت به روحانیت حاصلی خواهد داشت؟ مگر ایشان با تایید جامعه مدرسین مقلد پیدا کرده که با نفی شما از دست بدهد؟

2- در بیانیه آمده بود که ایشان «فاقد ملاکات مرجعیت است»، مطمئنا این جمله سؤالات بسیاری را در ذهن حوزویان با سابقه و اهل فهم ایجاد خواهد کرد که باید جامعه مدرسین برای آن پاسخ داشته باشد و مهمترین آن این است که از کجا و از کی چنین تشکلی برای خود چنین جایگاهی را تعریف کرده و چه کسی چنین صلاحیتی را به آن واگذار کرده است.این تشکل اصلا چه وابستگی و پایگاهی میان حوزویان دارد؟ اگر اعتباری به جهت حضور شخصیتهای مورد احترام در گذشته داشته است، که آن را سالهاست هزینه کرده و چیزی از آن باقی نمانده است. دوم آن که ملاکات شما در ارزیابی چه بوده است و بهتر بود به آن اشاره می کردید تا بتوان دقیتر به بررسی پرداخت. سوم آن که اگر تشکلی همانند شما و با ملاکات مفروضه خود، فردی را فاقد آن بداند آیا مجاز است آن را طی بیانیه ای اعلام کند؟ و می دانید سرانجام چنین رفتاری چه خواهد شد؟ مگر ما و شما قیم مردم در تعیین و یا نفی مصادیق هستیم؟ در طول تاریخ مرجعیت شیعه نمونه از آن را سراغ دهید تا بهتر به ندانم کاری خود واقف شوید.

3- شاید بتوان برای تایید فردی ازطرف شما محملی پیدا کرد، ولی نفی رسمی و علنی شما نسبت به شخصیتی با سابقه و شناخته شده، با چه معیار و محملی قابل توجیه است و اصلا نمی توانید حدس بزنید چاقوئی که امروز شما دسته می کنید فردا ممکن است دست خود شما را زحمی کند؟ آیا کار شما این تصور را در جامع دامن نمی زند که امروز همه جیز دین و مظاهر آن، بازیچه دست صاحبان قدرت است و کار شما نیز بر مستندات آن نخواهد افزود؟

4- اگر متدینان از شما بپرسند که امروز چه اتفاقی برای آیت الله صانعی افتاده که به نظر شما آقایان، فاقد ملاک مرجعیت شده است؟ سابقه تدریس و فعالیت علمی و تربیت شاگردانش به یکباره کاهش یافته و یا دچار فراموشی علمی و …شده؟ مگر در مرجعیت مهمترین ملاک سابقه و جایگاه علمی نیست؟ ایشان که حضرت امام به فضل و تقوایش گواهی داده اند، چیزی که اگر یک نفر از اعضای فعلی چامعه مدرسین از آن برخوردار بودند، خود را از همه جیز بی نیاز می دانستند.حتما خواهید گفت که چون از مردم و حقوق آنها دفاع می کند و از تضییع حقوق جامعه انتقاد دارد؛ یقینا جز این پاسخی نخواهید داشت، حال با هر ادبیاتی که باشد. نتیجه آن یکی از ملاکات به نظر تنظیم کنندگان این بیانیه برای صلاحیت مرجعیت، یا ایستادگی در برابر حق مردم است و یا حداقل سکوت در برابر آن! چه بخواهید و چه نخواهید در وضعیت فعلی، جامعه چنین نتیجه ای از کار شما خواهد گرفت و حاصل آن هم معلوم است.

5- به یاد داشته باشیم که فروشکستن مرزهای پذیرفته شده روحانیت و مرجعیت، زمینه خطرناکی را مهیا می سازد که تا سالیان دور وبالی همه گیر خواهد داشت و برای این که همه در این بدعت و گناه بزرگ شریک نشوند، به اعضای محترم جامعه مدرسین پیشنهاد می کنم که اصرار بورزند تا نام همه کسانی که با این رویه موافق بوده و این عمل را تایید می کنند، به صورت کامل اعلام شود و جز آن همه اعضاء آن که بسیاری از آنها را به دیانت و پرهیز از خدا می شناسم، در این بدعت سهیم خواهند بود.

6- نکته بسیار مهم و عجیب این است که مدعیان در عرصه مرجعیت، همگی دارای سوابق علمی و اجتماعی روشن هستند و در میان آنها شاگردان مبرز حضرت امام رحمة الله علیه و با سابقه روشن در انقلاب و بعد از آن هم معلوم است، چگونه است که مدعیان راه امام و انقلاب،دیروز و امروز فقط و فقط شاگردان اورا نشانه رفته اند؟ دوستان کسی ازشما توقع ترویج کسی را ندارد، فقط لطفا جامعه متدین را به حال خود واگذارید. بدعتی را که در چند سال قبل در معرفی افراد دون افرادی در پیش گرفتید، امروز با بدعتی خطرناکتر دنبال نکنید. روحانیت و مرجعیت که سابقه ای هزار ساله دارد، امروز پیش از آن که به فکر نگاه داشتن این و یا آن باشد، باید در اندیشه جایگاه و مسؤلیت دیرینه خود باشد. فراز و فرود عرصه سیاست، صحنه گردانان آشکار و پنهان خود را دارد، در آمیختن با اغراض آن، ما را دچار اوج و حضیضی خواهد کرد، که فقط زیان آن، از آن روحانیت است لاغیر.

Balatarin
[ بیشتر ] دی ۱۵م, ۱۳۸۸ | ۰ نظر | فرستاده شده در مقاله ها |

تکذیب خبر ایرنا

ازطریق یکی ازدوستان مطلع شدم خبر گزاری رسمی دولتی (ایرنا) که به عدم رعایت امانت و اخلاق حرفه ای شهره است، سخنی را به نقل از من منتشر کرده که مضمون آن با سخن من تفاوت بسیار داشت. البته تعجب نکردم چون کار ایرنا مسبوق به سابقه بود و گفتگوی من با آنها بدلیل اشتباه گرفتن آنها با خبرگزاری دیگری بود. چون مدتهاست که از صحبت با آنها پرهیز دارم. لذا مجبورم ضمن تکذیب آن توضیح مختصری در باره سخنم عرض کنم.

Balatarin
[ بیشتر ] مهر ۱۹م, ۱۳۸۸ | ۰ نظر | فرستاده شده در دسته‌بندی نشده, یادداشتها |

روحانیت، قدرت و مردم

مصطفی درایتی در گفت وگویی با روزنامه اعتماد از تعامل روحانیت با قدرت و مردم و از نوآوری های استاد مطهری سخن می گوید.

Balatarin
[ بیشتر ] اردیبهشت ۵م, ۱۳۸۸ | ۰ نظر | فرستاده شده در مقاله ها |